تجربه‌های دورکاری

در ۱۷ سال گذشته، من روزهای زیادی از خانه یا محل‌هایی به جز دفتر کار، مشغول به کار بوده‌ام. از نظر درآمد ساعتی، هنوز رکورد روزهای اوج که به صورت دورکاری مشغول به کار بودم را نشکسته‌ام. چند خط زیر بخشی از تجربه‌هایی است که طی این چند سال داشته‌ام.

شما ماشین نیستید.

یکی از جمله‌هایی که برای من همیشه کمک کننده بوده است، همین است. ما انسان‌ها ماشین نیستیم. زندگی شخصی، احوال روحی و محیطی که در آن در حال حیات هستیم بخشی از ماست. کار کردن از خانه با کار کردن در محیط کار و دسته جمعی متفاوت است و یکی از راه‌هایی که به نظر من می‌تواند در مورد دورکاری مفید باشد، درک این موضوع است.

  • اگر به صورت جدی (رسمی/پروژه‌ای) مشغول به دور کاری هستید، ساعت بیدار شدن را تغییر ندهید. حدود همان ساعتی که برای سر کار رفتن معمولی آماده می‌شوید سعی کنید بیدار شوید و شروع به روتین روزانه کنید.
  • از کار کردن با لباس زیر و یا لباس خواب پرهیز کنید. تمرین من تفاوت بین پیراهن خواب و بعد از خواب است. در تغییر و آماده شدن برای تمرکز بسیار کمک میکند.
  • اگر با خانواده زندگی می‌کنید، حتما مدت کوتاهی را برای آن‌ها اختصاص دهید. به خصوص و خیلی جدی در دراز مدت این موضوع در مورد پدر و مادر کمک خواهد کرد. شاید برای شما موضوع دورکاری بخشی از اجبار و یا انتخاب شما باشد، ولی برای خانواده و به خصوص مادر و پدر حضور شما در خانه حتی اگر مشغول به کار باشید، نیازمند ارتباط احساسی است.
  • صبحانه را به مدلی که دوست دارید میل کنید. ممکنه انتخابتون سیب، آبمیوه، شیر و یا یک املت حسابی باشد، اما حتما مقداری که برای شما صحیح است صبحانه مصرف کنید. معمولا نخوردن صبحانه به خصوص اگر تنها هستید باعث می‌شود قبل از ظهر به شدت خسته و کلافه شوید.
  • حتما هر روز (و یا حداقل یک روز در میان) دوش بگیرید. برای این انتخاب شخصی به سختی میشه قانون گذاشت، تجربه‌ای من دوش روزانه حدود ساعت ۱۰ تا ۱۱ و یا ۱۶ تا ۱۸ هستش. معمولا بر خلاف روزهای کاری اول صبح دوش نمی‌گیرم. علت هم اینه که بتونم در صورت بی‌حوصلگی با دوش گرفتن انرژی و سرحالی دوباره را بدست بیارم.
  • در مورد آقایان، اگر اهل اصلاح صورت هستید، به بهانه در خانه ماندن این کار را به تعویق نیندازید. کلین شیو یکی از بهترین حقه‌های من برای سرحال آمدن است.
  • در مورد خانم‌ها، من تجربه‌ای ندارم ولی حدس می‌زنم از روتین بهداشتی صورت نباید دور شوید. ممکنه آرایش ساده باشه و یا کرم و آبرسان و مانند آن.
  • در مورد ساعات کاری جدی باشید. اگر با تیم ریموت کار می‌کنید، به فارسی سخت با تنبلی مبارزه کنید و ساعاتی که در حال کار هستید رو جدی بگیرید. و همین‌طور ساعات استراحت رو. مثلا اگر ساعت کاری تیمی شما ۱۸:۰۰ به پایان میرسد همان ساعت تنظیم کنید تا کارهای جمع بندی شده باشد.
  • حتما به اندازه‌ی کافی آب میل کنید. به خصوص اگر تنها هستید، روش من استفاده از بطری آب معدنی/فلاسک شخصی است. سعی کنید حتما آب (نه مایعات) به اندازه‌ی کافی (برای من حدود ۲٫۵ لیتر) نوش جان کنید.
  • در مصرف چای/قهوه/دمنوش/آبمیوه زیاده روی نکنید. به خصوص اگر با خانواده هستید ممکن است همیشه چای آماده باشد. دو لیوان چای/قهوه باید برای بخش زیادی از جامعه کفایت کند.

چاقوهاتون رو تیز کنید!

بخش عمده‌ای از دور کاری‌ها وابسته به استفاده از کامپیوتر و ارتباط اینترنتی مناسب است. متاسفانه، علل مختلف از جمله دشواری استفاده از محصولات با لایسنس معتبر، ممکن است برای افرادی که در این زمینه تسلط ندارند، کار را کمی مشکل کند.

  • به صورت دوره‌ای نرم‌افزارهای کامپیوتر/نوت‌بوک خود را بروزرسانی کنید.
  • چندین مقاله در خصوص ابزارهای مورد استفاده در دورکاری وجود دارد، بسته به سلیقه‌ی خود، مجموعه‌ای را انتخاب کنید.
  • اگر کاربر ویندوز هستید، هر چند وقت به https://ninite.com سر بزنید. اگر کاربر مک و لینوکس هستید هم که کارتون رو بلدید.
  • بهترین چاقوها رو گوگل براتون تیز می‌کنه. مخصوصا برای دوستانی با کمی تجربه‌ی کمتر، زمانی که تنها هستند و ممکنه ارتباط مستقیم با همکارا نداشته باشند، جستجوی درست میتونه از مهمترین سوغاتی‌های دورکاری برای آینده کاریشون باشه.

دورکاری همیشه خوب نیست

هر چند دورکاری برای افراد زیادی یک مزیت محل کار محسوب می‌شود، اما این احتمال وجود دارد که دورکاری برای برخی تیم‌ها و یا افراد نتیجه خوبی نداشته باشد.

  • افراد تازه‌کار که هنوز نیاز به راهنمایی ممتد به افراد با سابقه‌ی تیم دارند و ممکن است تمرکز لازم را نداشته باشند، با دورکاری ممکن است به بیراهه بروند. مخصوصا افراد تازه‌کار هنوز آماده استفاده از ابزارهای دورکاری و یا مدیریت پروژه و یا مدیریت تسک نیستند.
  • تیم‌هایی که در حال طراحی محصول جدید هستند، اگر سابقه‌ی دورکاری نداشته باشند در تجربه‌های اول ممکن است باعث بیرون رفتن از مسیر بهینه‌ی طراحی محصول شوند.
  • اگر تسلط شما برای مطالعه زبان انگلیسی خوب نیست، یعنی احتمالا به سختی بتوانید پاسخ سوالات خود را از منبع اصلی به خوبی دریافت کنید و این برای افراد تازه کار یک ریسک قابل توجه است.
  • همینطور دورکاری اجباری برای افرادی که هنوز وسایل اولیه‌ی کافی (میز و صندلی مناسب ساعات کاری طولانی، دسترسی به اینترنت با سرعت مناسب، کامپیوتر جوابگوی نیازهای کاری) باعث کاهش بهره‌وری خواهد شد.

پی‌نوشت ۱: رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود رو یادتون باشه. تمرکز داشتن به هر شیوه‌ای که خودتون دوست دارید یکی از بهترین‌هاست.

پی‌نوشت۲ : احتمالا تلاش می‌کنم در طول ماه‌های آینده این نوشته رو به روز نگه دارم.

کارخانه رمزارز Kryptsy

همزمان با داغ شدن بازار استفاده از برق ارزان قیمت ایران، سازمان‌های زیادی به فکر راه اندازی کارخانه‌های رمزارز در ایران بودند. آبان ۱۳۹۷ طرحی رو برای سازمانی ارائه کردم جهت ایجاد یک چرخه‌ی خدمات ماینینگ به همراه استفاده از ظرفیت تربیت نیروهای متخصص برای توسعه ابزارهای مبتنی بر بلاکچین. البته مثل خیلی از سازمان‌های بزرگ مشمول مرور زمان شد و به سرانجام نرسید. امام مستند خوبی شد و برای خودم هم یکی از بهترین مثال‌ها از اهمیت “زمان ورود به بازار” رو شفاف کرد.

بخشی از این سند رو به عنوان معرفی می‌تونید در اینجا با عنوان Kryptsy Cryptocurrency – Bitcoin Mining Farm ببینید.

Kryptsy Cryptocurrency – Bitcoin Mining Farm from Jalal Rohani

بودن یا نبودن، برای #بامیلو، اصلا مهم نیست.

قدیم‌ترها مثل خیلی از شماها این پرسش که اگر ادیسون برق رو اختراع نمی‌کرد چه می‌شد، بخشی از پرسش‌های نوجوانیم بود. بعدها فهمیدم اصلا ادیسون برق رو اختراع نکرده، و آدم‌های مختلفی در زمان‌های مختلف، کارهای مختلف/مکمل و متضادی انجام دادند تا اینکه الان ما استفاده از این ترکیب به وجود آورنده جریان برق/الکتریسیته قابل استفاده را داریم.

داستان بامیلو و تجارت الکترونیک در ایران هم به نظر شخصی من همین‌گونه است؛ بامیلو به خودی خود نه چیزی ابداع کرده است، و نه اولین/بهترین و یا برترین بوده است. تنها کاری که بامیلو انجام داده است، خط شکنی بوده است.

خط شکن شاید ترجمه‌ی آزاد خوبی برای Groundbreaker باشد. دوست ندارم از کلمه پیشتاز به عنوان معادل Pioneer استفاده کنم، فکر می‌کنم خطشکن کلمه‌ی خیلی خوبی برای توصیفی که از بامیلو دارم باشد.

پیش از بامیلو، چندین وب‌سایت تجارت الکترونیک در ایران از سال‌های ابتدایی گسترش وب‌فارسی وجود داشته است. مدل‌های ناقصی هم از Marketplace بارها راه‌اندازی شده بود. ولی هیچ کدام، برای بازار سنتی هیچ خطری نداشت و رقیبی محسوب نمی‌شد. تفاوت شروع بامیلو، با پیشینیان خود افزودن دو عامل به ماجرا بود. اول اضافه کردن دانش (Knowhow) برای شروع و رشد سریع، و دوم ریسک‌پذیری سخاوتمندانه سرمایه‌گذاران و موسسین اولیه.

خطشکن بودن، مزایا و معایب خودش را دارد. رامتین منزهیان، در سخنرانی TEDx خودش عنوان مناسبی برای مسیری که در ایران طی کرد، انتخاب کرد. Experience the Unknown توصیف مناسبی است برای بسیاری از کارهایی که همکاران ابتدایی بامیلو (و پیشینیان اسنپ) انجام می‌دادند. تجربه‌ها و سوتی‌هایی که من و تیمم در بازاریابی دیجیتال و رشد داشتیم، اکتشافاتی که آزاده مقصودی/اشکان قدیمی و تیم محصول در استفاده از پلتفرم خوب Marketplace داشتند و گشایش‌هایی که آرمان (والی/فرج‌زاده) در به کارگیری واقعی CRM برای رشد داشتند تنها بخش خیلی کوچکی از این مسیر است. تجربه‌های خیلی خوب تیم گرافیک و زحماتی که حامد میررحیمی و تک تک بچه‌ها داشتند خیلی روزها لذت بخش بود. یکی از روزهای خوب من، دیدن طراحی سحر و پروا برای ایمیل بلک‌فرایدی همیشه خواهد بود. مشکلات عارف قراخانی و آذین بهلول و تیم‌های سخت‌کوششان در بخش لاجستیک و خدمات مشتریان هم داستان‌های خودش را دارد.

اما واقعیت این است که به نظر شخصی من تمامی این موارد، در مقابل تحولی که بخش بازرگانی بامیلو در قالب مفهوم مارکت‌پلیس شروع کرد ناچیز است. تلاش‌های رامتین، سحر (ها)، ساناز، شیما (ها)، حسین (ها)، سعید، پشوتن و خیلی از بچه‌های دیگر بازار سنتی رو تغییر داد. باعث تکان خوردن، رشد و بزرگ شدن دیجی‌کالا شد و ترس سرمایه‌گذاران خیلی زیادی رو به تجارت الکترونیک از بین برد. باعث دسترسی خیلی از ایرانی‌ها به کالاهایی شد که هرگز بهشون دسترسی نداشتند. باعث شد خیلی از نوعروس‌ها در شهرهای دورتر جهیزیه‌هاشون رو با دل شادتری انتخاب کنند. باعث شد در یک روز شرکت رقیب کل هارددیسک‌های یک ترابایتی بازار رو بخره، تا ما نتونیم روش مانور بدیم. باعث شد شرکت‌های دلال از در و دیوار وزارت صمت بالا بروند تا جلوی عرضه قیمت مناسب کالاها رو به صورت شفاف بگیرند. در کنار این‌ها، اما مشکلاتی هم بود. عدم وجود زیرساخت‌های قانونی در دو زمینه کالای اصلی (اورجینال) و گارانتی به نظر من دو علت عمده نارضایتی کاربران از بامیلو بود. این دو عامل اولیه باعث می‌شد چرخه‌ی توزیع محصول به شدت آسیب بببیند و مشتریان با مشکلات و نارضایتی‌هایی مواجه شوند که خیلی از مواقع تنها راه کنترل خسران، پذیرش رفع مشکل از سوی بامیلو (با تقبل ضرر) بود. برخی اوقات همه با هم تلاش می‌کردیم تا کار بسیار بزرگ و پرخطری انجام دهیم، فشار بالایی را تحمل می‌کردیم و به همان‌میزان ضریب ریسک را افزایش می‌دادیم. خیلی خوب هم خیلی روزها پیش می‌رفت، اما مثل بلک‌فرایدی/۶آذر/حراجمعه ممکن بود زیرفشار خم شویم. من به شخصه از تک‌تک سفارش‌هایی که با تاخیر یا مشکل ارسال می‌شد غصه می‌خوردم، اما دیدن تلاش همه‌ی بچه‌های دلیلی بود که اطمینان پیدا می‌کردم، همه بهترین تلاششون را انجام می‌دهند. این فشار و تلاش فقط هم در بخش لاجستیک نبود، کمتر کسی خارج از مجموعه به فشاری که تیم محتوای بامیلو برای Onboard کردن محصولات تحمل می‌کرد آگاهی دارد. ناصر و یکی از سریع‌ترین رشدها برای نیروهای انسانی کارهای بزرگی در تیم محتوای وب‌سایت بامیلو انجام دادند. تمامی این موارد و این روزها باعث شد خانواده بامیلو شکل گیرد. محیطی که شاید خیلی از روزها ۱۵ ۱۶ ساعت در کنار هم بودیم، مثل خیلی از خانواده‌ها اختلاف و دلخوری هم وجود داشت. برخی از شغل‌های بامیلو زمانی طول کشید تا برای بازار کار مفهوم پیدا کند. خاطرم هست آگهی‌های اول بهرنگ برای Category Manager و Key Account Manager چه بازخوردهای عجیبی داشت. CatManهای اولیه سینا، کامبیز، پارسا و در کنارشون محسن، لیلا و بهنام کارهایی داشتند که زمانی گذشت تا برای کسب و کارها ارزششون مشخص شد.

چرا نبودن بامیلو، مهم نیست؟

اورهان، عمر، رامتین و تک‌تک همکارهای اولیه‌ی بامیلو قبل از شروع به کار در اینجا جایی بودند. کاری می‌کردند و یا یاد می‌گرفتند. بامیلو همه‌ی این افراد رو دور هم جمع کرد و خطشکنی خودش رو انجام داد. به جز شاید چند نفر معدود از همکاران پیشین بامیلو، فکر نمی‌کنم خانواده نزدیک به ۱۰۰۰ نفری بامیلو روزی که خبر تغییرات سخت در این مجموعه را شنیدند، خواب راحتی داشتند. خیلی‌ها بغض کردند، خیلی‌ها گریه کردند و خیلی هم هم هنوز غصه دارند.

اما این روزها خواهد گذشت. بامیلو+دیجی‌کالا به سختی ۵٪ بازار کسب و کار در ایران را دارند. شاید بیشتر نزدیک به ۲٪ در شرایط اقتصادی فعلی.هنوز ۹۰٪ بازار کسب و کار در ایران تحول در مدل‌های کاریشون را تجربه نکردند و فرصت‌های خیلی زیادی برای گسترش و بهترشدن وجود دارد.

نبودن بامیلو، برای خانواده جوان و پر شورش غمناک خواهد بود. ولی مهم نیست. بچه‌هایی که خیلی‌هاشون ۱۰ سال از من کوچک‌تر هستند و با ۲۴ ۲۵ ۲۶ سال سن آینده‌ی خیلی خوبی خواهند داشت. فرصت‌های بزرگی برای کارفرماهاشون یا کسب و کار خودشون خواهند ساخت و دوباره بیشتر تجربه خواهند کرد. شاید باز هم شکست بخورند ولی کوله‌بار گرمی از روزهای جوانی خود خواهند داشت. خیلی‌هاشون همین الان کسب و کارهای خوبی دارند و یا افراد تاثیر گذاری در سازمان‎های خودشون هستند. خیلی‌هاشون در دیجی‌کالا در حال کار هستند و رویای خودشون را دنبال می‌کنند.

بامیلو، تازه شروع تغییر تجارت الکترونیک بود. اسنپ، دیوار، دیجی‌کالا، الوپیک، آپارات، تپسی این راه رو ادامه خواهند داد.

یک روز خوب میاد

امیدوارم اون روز خوب بیاد. جای خیلی از این کسب و کارها کشورهای منطقه و شاید هم دورتر هست. امیدوارم سایه‌ی تحریم (داخلی/خارجی/فکری) زودتر از شر ایران کم شه و بیشتر لذت ببریم.

اگر فیلترنت بماند

فرض کنیم به هر دلیلی، مجموعه‌ی حکومت دولت ایران تصمیم داشته باشد به روند فیلترینگ به شیوه‌ی فعلی ادامه دهد. اینکه این موضوع قانونی است یا خیر، در حوزه قانون‌گذاری و حقوقی قابل بحث است. امیدوارم نمایندگان محترم ملت، به وظیفه خود به درستی عمل کنند.
در ادامه افکار کمی پراکنده‌ام را در خصوص روش‌های حفظ اینترنت به عنوان مهمترین شبکه‌ی اطلاع‌رسانی خواهید خواند. این فهرست بدون اولویت نگارش شده است و شاید نیاز به بازبینی آتی داشته باشد:

تقویت سرویس‌های بومی

هرچند استفاده نابجا و پروژه‌های فرمایشی، مفاهیم بومی و ملی را نزد مردم سخیف کرده است، اما اولین قدم برای ایجاد محیط بهتر و پایدارتری از نظر کسب و کار در فضای آنلاین، تقویت سرویس‌های بومی با توجه به فضای فعلی است. در ابعاد جهانی (نه تنها خاورمیانه) ایران دارای سرویس‌های بومی قدرتمندی مانند خانواده‌های آپارات، اسنپ، دیجیکالا و ورزش۳ است. علت اینکه نام خانواده را برای هر کدام از این کسب و کارها استفاده کردم، گسترشی است که هر کدم از آن‌ها با استفاده از User Base خاص خویش و منابع مالی تزریقی ایجاد کرده‌اند. حال آنکه جذب سرمایه از محل درآمد بوده است و یا از طریق بنگاه‌های ملی دیگری تامین شده است. در فضای کسب و کار آنلاین (دیجیتال) تعداد کاربر اولین دارایی و گنج هر مجموعه حساب می‌شود و به جز نام‌های برده شده، سه اپراتور بزرگ کشور (همراه اول و ایرانسل و مخابرات ایران) نیز دارای اهمیت ویژه‌ای در این فضا هستند.
سرویس‌های بومی بزرگ، پرکاربر و قدرتمند از دو جهت اولین هسته پیشرفت برای گسترش فضای کسب و کار آنلاین هستند. اول، این بازیگران قدرتمند بومی، توانایی ریسک‌پذیری بالاتری نسبت به بسیاری از کسب و کارهای دیگر دارند. دوم، این کسب و کارها به عنوان یک مخزن دسترسی به کاربران نهایی، می‌توانند هسته‌ی مهمی بری صنایع داخلی و محصولات تولید داخل باشند.
از سوی دیگر، کسب و کارهای بزرگ بومی فعلی، نام‌های هیجان‌انگیزی برای شرکت‌های غیرایرانی هستند. دسترسی سریع به بازار و تعداد کاربران زیاد، می‌تواند روند جذب بازیگران خارجی در صنایع تولیدی داخل را به شدت تسریع بخشد.

تقویت جامعه‌ی حرفه‌ای مهندسان زیرساخت/اینترنت/وب

نیروی کار حرفه‌ای (از نظر سابقه و تخصص) یکی از معضلات بزرگ کسب و کارهای داخلی است. اگر نیروی کار شرکت‌ها را به چهار نوع نیروهای پشتیبان سازمان، فروش، مهندسان و مدیریتی تقسیم کنیم، کمبود نیروی مهندسی (فنی) بسیار قابل توجه و آسیب‌زننده است. نیروهای پشتیبان سازمان (مالی/انسانی/حقوقی) از بخش‌های مختلف قابل تامین است. نیروهای فروش به سرعت آموزش می‌بینند و رشد می‌کنند. نیروهای مدریتی نیز با کمی تلاش از سوی صاحبان کسب و کار قابل تربیت و به کارگیری هستند. اما کمبود نیروهای متخصص و حرفه‌ای در سمت‌های فنی و اجرایی آفت بزرگی است که بسیاری از کسب و کارها را دچار مشکل می‌کند و باعث بهره‌برداری از محصولات با کیفت کمتر و سرعت بسیار بسیار بیشتر نسبت به نرخ میانگین جهانی می‌شود.
در دنیا، شرکت‌های بزرگ با همراهی شهرداری‌ها و یا سازمان‌های عمومی این کار را به شیوه‌ای سازمان‌یافته انجام می‌دهند. تقویت User Groupها یکی از این روش‌هاست که سال‌های پیش در ایران باعث رشد نیروهای فنی لینوکس شد ولی در سال‌های اخیر با کمی افت مواجه شده است. استفاده از Python User Group (مانند TehPUG) و گسترش آن به سطح تمام شهرهایی که دارای دانشکده‌های فنی هستند یکی از روش‌های بسیار کم‌هزینه و موثر در این مورد است. این موضوع را می‌توان در خصوص Big Data و یا اوراکل و یا PHP و یا .Net Stack و یا Android به راحتی در سطح کشور گسترش داد.

ایجاد روحیه‌ی مشارکت در سطح سرویس‌های بومی

سرویس‌های بومی خصوصی، با توجه به ماهیت تجاری خویش ممکن است به سختی تمایل به ایجاد طرح‌های مشارکتی غیرانتفاعی داشته باشند. اما سرویس‌های بومی بسیاری در داخل کشور وجود دارد، که با استفاده از هم‌افزایی و البته استفاده از پتانسیل‌های موجود در سطح زیرساخت فنی کشور، می‌توانند مشارکت کاربران را جلب کنند و همین‌طور ایجاد منفعت مالی برای مشارکت‌کنندگان نمایند. از طرح‌های CSR مشارکتی گرفته، تا طرح‌های تکمیل اظهارنامه‌های مالیاتی نمونه‌ای از کارهایی است که به سادگی در سطح وزارت‌خانه‌ها/سازمان‌ها و شهرداری‌ها می‌توان اجرا کرد.

توسعه‌ی فضای کسب و کار آنلاین به سمت شهرهای کوچک

دسترسی به اینترنت پرسرعت در سطح بسیاری از شهرهای کوچک و حتی شهرستان‌ها به شدت گسترش یافته است. کسب و کارهای کوچک بومی (محلی) در این اماکن می‌توانند به عنوان یک بازوی مدرن برای صنایع محلی (چه صنعتی و چه دستی و چه توریستی) قدرت‌نمایی کنند. هزینه راه‌اندازی این کسب و کارها بسیار پایین خواهد بود و ریسک‌پذیری بالایی در مقابل شکست می‌توانند داشته باشند.
همین‌طور در کنار خانه‌های بوم‌گردی که یکی از اجزای حیاتی احیای توریسم محلی می‌باشند، توامندسازی آنلاین این کسب و کارها (چه از طریق پلتفرم‌های کشوری و چه سایت‌های محلی) ضریب نفوذ و جذب نقدینگی را برای این اماکن افزایش خواهد داد.

توسعه‌ی جدی‌تر فضای بازی و سرگرمی آنلاین

فضای بازی و سرگرمی آنلاین یکی از اولین نقطه‌های تماس نسل جدید با اینترنت و همین‌طور یکی از ساده‌ترین روش‌های تغییر عادت در میان مصرف‌کننده عادی است. بازی‌سازی و سرگرمی مخصوصا در میان نقاط جمعیتی که خارج از شهرهای بزرگ هستند، یکی از بهترین روش‌ها برای تولید ثروت و کسب درآمد است.

روند الزام کسب و کارهای بزرگ به پیاده‌سازی تحول دیجیتال

یکی از مشکلات کسب و کارها در کشور، عدم حضور رسمی شرکت‌های مشاوره و حسابرسی بزرگ در ایران است. در دنیا مشاوران جوان و یا میانسال از Deloitte، PwC، EY، KPMG، BCG و یا McKinsey موتور اولیه‌ی بسیاری از تغییرات در سازمان‌های بزرگ و تیم سازی در سازمان‌های کوچک‌تر هستند. با توجه به عدم حضور رسمی این شرکت‌ها و عدم وجود بازار مناسب برای آن‌ها، یکی از روش‌های میانبر ایجاد سازوکارهای تحول دیجیتال در سطح سازمان‌ها و شرکت‌های بزرگ است تا بدین شیوه علاوه بر ایجاد بهبود در شرکت‌های بزرگ نیروهای انسانی کارآمد نیز تربیت و به سطح جامعه تزریق شود. هر چند این مسیر ممکن است کمی طولانی مدت باشد، اما زنجیره‌وار می‌تواند در سطح عمومی تاثیر خود را نشان دهد.

نگاه حرفه‌ای تر به امنیت اطلاعات

فضای حاکم بر ایران همواره باعث شده است امنیت اطلاعات به همراه دید حاکمیتی همراه باشد. تخصص امنیت اطلاعات و همین‌طور الزامات صحیح امنیتی در کسب و کارهای اینترنتی علاوه بر افزایش ضریب پایداری باعث افزایش کیفیت و بهبود ریزه‌کاری‌ها در سطح سازمان و مدیریت بهتر ریسک‌ها خواهد شد. تربیت متخصصین امنیت اطلاعات و همین‌طور نگاه غیر حاکمیتی به امنیت اطلاعات می‌تواند باعث رشد کسب و کارها و امکان حضور آن‍ها در فضای بین‌المللی را ایجاد نماید.

 

نمایشگاه‌نگاری یک کاغذگریز

چندسالی بود که نمایشگاه کتاب نمی‌رفتم و البته در سال‌های قبل هم معمولا خرید قابل توجهی از نمایشگاه کتاب تهران نداشتم. من تخصصی در صنعت کتاب و نشر کاغذی ندارم و در حوزه ادب و هنر هم سررشته‌ای ندارم. کتاب‌هایی که می‌خونم رو به سختی انتخاب می‌کنم و جمله ” هر کتابی ارزش یکبار خواندن را دارد” رو یکی از احمقانه‌ترین جملات می‌دانم. امروز در روزهای آخر سی و یکمین نمایشگاه کتاب تهران، چند ساعتی رو در نمایشگاه سپری کردم و تلاش کردم بیشتر بخش‌ها رو قدم‌زنان ببینم. در چند راهرو هم وقت بیشتری سپری کردم و چندتا از کتاب‌ها رو ورق زدم.

مهمترین موضوعی که در کل نمایشگاه برایم جالب بود، وجود قابل توجه بازدیدکنندگان با انگیزه و هدفمند بود. دخترها و پسرهای دهه هفتادی و چندگروه دهه هشتادی، سیاهه به دست و به دنبال غرفه‌های مورد علاقشون. صف کشیدن‌ها در باجه‌ها اطلاعات و کیوسک‌ها برای جستجو در فهرست کتاب‎ها (که البته آنلاین و از طریق اپلیکیشن) هم در دسترس است. در کنار جوان‌ترها هم خانم‌ها و آقایان جستجوگر با تعداد کمتری همچنان در میان تماشاچی‌ها وجود داشتند.

نکته دلگرم کننده هم بخش کودکان و حضور بچه‌ها بود. البته که می‌توانست خیلی بهتر باشد و حداقل از نظر بصری (و کمی امکانات) بیشتر برای بچه‌ها خاطره‌ی خوبی ایجاد کند.

بیش از نیم‌میلیون عنوان کتاب

بر اساس تعداد نتایج جستجو در سایت نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، چیزی در حدود ۵۰۶هزار عنوان کتاب فهرست شده است. البته با چند جستجو می‌توان فهمید داده‌ها خیلی دقیق نیستند و کتاب‌های زیادی به دلایل مختلف (و حتی بی دلیل!) چندین بار تکرار شده‌اند. بر اساس صفحات جستجو، دسته‌بندی تعداد کتاب‌ها به این صورت است:

  • تعداد عنوان کتاب‌های فارسی: ۳۶۰,۴۶۵
  • تعداد عنوان کتاب‌های خارجی (به جز عربی): ۱۲۱,۱۰۵
  • تعداد عنوان کتاب‌های عربی: ۲۵,۲۴۳

همینطور بر اساس فهرست تعداد ناشران برابر ۲,۲۸۳ است.

در میان عناوین کتاب‌ها، بر اساس برداشت اولیه، این کلمات را جستجو کردم:

  • قرآن: ۵,۵۳۲
  • اسرائیل: ۵۵+۷ (اسراییل)
  • تغذیه: ۱,۲۰۳
  • رژیم: ۲۵۷
  • سلامت: ۱,۰۸۷

البته باز هم تصویر زیر نمونه‌ای است که این اعداد خیلی به تنهایی قابل اعتماد نیستند. به عنوان مثال یک عنوان کتاب سه بار در چاپ سال‌های انتشار مختلف تکرار شده است. افزایش قیمت دوبرابری هم جالب است که البته خیلی زیاد به نظر نمیریسد.

پنجاه‌هزار عنوان داستان

فهرست مشخصی از موضوعات پیدا نکردم، و البته خیلی نامرتب به نظر می‌رسید، این اعداد به نظرم جالب رسید:

  • موضوع: داستان مذهبی ۶۹۴
  • موضوع: داستان ۵۱,۲۹۵ (زیاده واقعا)
  • موضوع: کودک ۶۸۳ (البته حتما کلمه مناسبی جستجو نکردم، باید خیلی بیشتر از این تعداد باشد.)

بیشتر از نیمی از کتاب‌ها هم قیمت یک پیتزای خوب

این جمله یک تناقض مهم رو همراهی می‌کنه. به نظر شخصی من، حداقل در چند موردی که کتاب‌ها رو ورق زدم، هم قیمتی یک پیتزای خوب، کتاب خوب رو همراهی نمی‌کند. تعداد زیادی از کتاب‌هایی که ورق زدم جمله‌بندی‌های غیرقابل فهم و عجیب و غریب داشتند. تاکید می‌کنم از صنعت کتاب و چاپ کاغذی سررشته‌ای ندارم، ولی این تعداد عنوان با قیمت کمتر از شش‌هزار تومان، بخشی از کیفیت از دست‌رفته نمایشگاه رو شاید بتوان واشکافی کند.

  • کمتر از ۶ هزار تومان: ۱۲۶,۹۶۶
  • کمتر از ۳۰ هزار تومان: ۲۴۰,۷۶۶
  • بیشتر از ۳۶ هزار تومان: ۱۶,۴۷۲
  • بیشتر از ۸۰ هزار تومان: ۲,۴۸۶

و البته باز هم تکرار عناوین با شابک یکتا و سال چاپ متفاوت، اما اینبار قیمت یکسان وجود دارد.

 

چاپ سال ۱۳۹۷ نداریم

البته شاید نحوه‌ی کارکرد جستجوی سایت نمایشگاه روش خاصی داشته باشد، ولی ظاهرا کتاب چاپ امسال، در نمایشگاه امسال، نداریم. کمتر از ۲۰درصد کتاب‌ها سال نشر از ۱۳۹۶ دارند و بسیار خنده‌دار کتاب‌های تخصصی است که برای چندین سال پیش هستند.

  • سال انتشار تا ۱۳۹۱: ۴۸,۱۵۲
  • سال انتشار تا ۱۳۹۳: ۱۵۷,۳۳۴
  • سال انتشار از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷: ۱۹۱,۵۳۸
  • سال انتشار تا ۱۳۹۶: ۷۰,۶۱۴
  • سال انتشار تا ۱۳۹۷: ۰

این یکی از خنده‌دار ترین نمونه‌هاست. آموزش تخصصی نرم‌افزار تخصصی که برای ۶ سال پیش است. Rhinoceros 3D دچار تغییرات و بهبودهای اساسی و مهمی در این سال‌ها شده است. چرا باید یک کتاب با این وضعیت اجازه حضور در نمایشگاه داشته باشد؟

 

در مورد داستان خنده‌دار کتاب‌های خارجی هم چیزی ننویسم بهتره. این مرور مختصری بود برای مطلب دیگری که امیدوارم نوشته شود.

بازاریابی، با کمی دقت و سرعت بیشتر

برای همایش آینده وب و موبایل سال ۱۳۹۶ ارایه کوتاهی داشتم با عنوان “بازاریابی، با کمی دقت و سرعت بیشتر“. تلاش کردم تا در خصوص اندازه‌ی صنعت تبلیغات و سهم تبلیغات دیجیتال مقدمه‌ای را بیان کنم و سپس کاربردهای واقعی و نزدیک هوش‌مصنوعی در بهبود نرخ تبدیل کسب‌وکارهای دیجیتال را فهرست وار مرور کردم.

[slideshare id=90264457&doc=20180310-digromy-fowm-jalalrohani-180310174316]

بامیلو، ویترینی برای همه

گزارش مجله پیوست با عنوان «ویترینی برای همه»

در آخرین روزهای سال گذشته یک بار دیگر هم به مقر بامیلو در حوالی میدان ونک آمده بودم. بامیلو در طرحی جالب به بهانه آغاز سال نو هفته بهترین محصولاتش را به نمایش گذاشته بود. می‌توانستید برای اولین بار در یک فروشگاه الکترونیکی قدم بزنید و اجناسش را بردارید، کتاب‌ها را ورق بزنید، لباس‌های مختلفش را با کمک طراح مد پرو کنید یا با آخرین محصولات الکترونیکی و لوازم جانبی چند ساعتی خوش بگذرانید. اما این بار فرصتش پیش آمد تا به دل ساختمان بزنیم و از درون این استارت‌آپ که خیلی‌ها آن را استارت‌آپ نمی‌دانند، دیدن کنیم.
بخشی که پیش از عید از آن دیدن کرده بودم این بار خالی از سکنه بود. ساختمان بلندی بود که دو طبقه از آن در اختیار بامیلو قرار داشت؛ طبقه دوم در اختیار تیم بازاریابی و محتوا بود و طبقه اول در اختیار بخش بازرگانی. رنگ نارنجی را می‌توان در گوشه و کنار اتاق‌ها دید. نه آن‌قدر در چشم است که دل را بزند و نه آن‌قدر کم است که هویت را از ساختمان بگیرد. قبل از آنکه گفت‌و‌گوها را شروع کنیم تصمیم می‌گیریم چرخی در میان میزهای متعددی که همگی پر از جوان‌های جدی هستند، بزنیم؛ جوان‌هایی از سراسر ایران و حتی جهان که روی یکی از بزرگ‌ترین فروشگاه‌های اینترنتی ایران کار می‌کنند.
روی یکی از دیوارها بنرهای فروش ویژه‌ای را که تاکنون طراحی شده، نصب کرده‌اند. یکی از یکی خلاقانه‌تر است و انصافاً هم زیبایی خاصی به آن بخش داده که ترکیبی از تاریخچه و هنر گرافیست‌های مجموعه را به ما یادآوری می‌کند. همین می‌شود که اول به سراغ یکی از گرافیست‌ها می‌رویم. حامد میررحیم می‌گوید:«وظیفه ما ساختن ویترین بامیلو است، یعنی چیزی که آدم‌ها را جذب کند تا به بخش‌های مختلف بروند و این گردش منجر به خرید بشود.» او درباره نوع طرح‌های بامیلو می‌گوید:«سعی کردیم برخورد منطقی با دیزاین داشته باشیم یعنی حسی شروعش کنیم و منطقی تمامش کنیم.» او می‌گوید بامیلو خیلی سعی کرده خودش را در سبک طراحی اصلاح کند.
بامیلو در طراحی جدیدش سعی کرده ظاهر خلوت‌تری داشته باشد و فروشگاه اینترنتی را که پر از المان‌های متنوع است، با گرافیک بی‌دلیل شلوغ‌تر نکند تا مشتری مستقیماً چیزی را که به دنبالش است، پیدا کند. گرافیست‌های بامیلو سعی کرده‌اند دسته‌های مختلف محصولات حس‌ها و مفاهیم مختص خودشان را منتقل کنند. می‌گوید:«سعی می‌کنیم دیزاین حس تجهیزات را داشته باشد.» به همین دلیل هم معمولاً از تبلیغات خود شرکت‌ها الهام می‌گیرند و این کارشان یک دلیل مهم دارد: القای حس اصالت کالا.
بعد از بخش گرافیک به تیم دوست‌داشتنی آی‌تی می‌رسیم. خودشان می‌گویند:«هر چیزی که به کامپیوتر ربط داشته باشد، اینجاست.» راستش را بخواهید ما هم انتظار نداشتیم در شرکتی که کار اصلی‌اش فراهم کردن بستری برای تجارت الکترونیکی است تمام کارهای مربوط به رایانه در یک تیم انجام شود. از کارهای داخلی شبکه گرفته تا قسمت‌های بک‌اند سایت همه در این تیم انجام می‌شود. آنها تاکید می‌کنند که تیم آی‌تی به بخش‌های بیرونی بامیلو سرویس نمی‌دهد و تمام بخش‌های عملیاتی و منطقی سایت در تیم آی‌تی انجام می‌شود.

توسعه تولید‌کنندگان داخلی

به طبقه پایین می‌رویم. انتظار داشتیم بخش مد و لباس پر از لباس و طرح‌های مد باشد اما آنجا هم تفاوتی با بخش آی‌تی نداشت. سحر شیشه‌گر مسئول بخش مد بامیلو درباره اینکه چطور مشتری را راضی کرده‌اند تا خرید لباسش آفلاین باشد، می‌گوید:«ما ریشه‌یابی کردیم و متوجه شدیم خیلی‌ها به خاطر سرگرمی و گردش به فروشگاه‌های لباس‌فروشی می‌روند که به اصطلاح ویترین‌گردی کنند ولی دست به خرید نمی‌زنند اما ما در بامیلو هدف‌مان را فروش کالا گذاشته‌ایم.»
سایز لباس و اندازه بودن آن یکی از مشکلات رایج در خرید این نوع کالاست، بامیلو برای برطرف کردن این مشکل این امکان را فراهم کرده که خریدار در یک خرید هر تعداد سایز یا رنگ از یک لباس را سفارش دهد و بعد از دریافت آنها، هر کدام را که مایل بود انتخاب کند و باقی را بدون هیچ هزینه‌ای پس بفرستد.
بامیلو هنگامی که این طرح را راه انداخت رفتار کاربر را در قبال آن بررسی کرد. سحر شیشه‌گر می‌گوید:«اوایل این‌طور نبود اما دیدیم با گذر زمان مردم به این سمت که چند سایز و رنگ از یک لباس را در سبد خریدشان بگذارند، بیشتر تمایل پیدا کرده‌اند.» این‌طور که می‌گویند در این زمینه بعضی از برندها به خاطر فاصله محصولات‌شان از اندازه‌های استاندارد کالاهایشان بیشتر بازگشت می‌خورند. سحر شیشه‌گر می‌گوید:«برای اینکه این را حل کنیم خود بامیلو برای محصولات ایرانی یک راهنمای سایز را طراحی کرد، یعنی به جای اینکه خود طراحان مجموعه راهنمای سایز داشته باشند مطابق با استانداردهای مشتریان‌مان تک‌تک لباس‌ها را سایزبندی کردیم.» آنها سعی کردند به این ترتیب کاری کنند که علت مرجوع شدن کالاها دیگر سایز نباشد.
با توجه به اینکه بامیلو طیف وسیعی از لباس‌ها با قیمت‌ها و سلیقه‌های مختلف را در سبد خود دارد این‌طور به نظر می‌رسد با توجه به مخاطبانش نمی‌خواهد سراغ برندهای لوکس برود. مدیر بخش مد و لباس بامیلو می‌گوید:«یکی از هدف‌های اصلی مد و لباس بامیلو حمایت از تولیدکننده‌های ایرانی بود که ما محصولات را در قالب مد جا بیندازیم نه لباس، تا کپی‌برداری از غرب صورت نگیرد. مد بر اساس نیاز جامعه شکل می‌گیرد. در ایران این دیتا در اختیار تولیدکننده وجود نداشت. علتش هم زنجیره تامین بلندی بود که بین مشتری و تولیدکننده وجود داشت. بامیلو آمد و این زنجیره تامین را با حذف واسطه‌ها کوتاه کرد تا مشتری مستقیم با تولیدکننده در ارتباط باشد.» این‌طور که می‌گویند در شش ماه اخیر حاصل این کار را دیده‌اند و حالا برندهایی دارند که بر اساس نیاز مشتری‌های ایرانی مد را خلق می‌کنند و دیگر خبری از کپی‌برداری از مد جوامع دیگر نیست.
این استقبال تا جایی پیش رفت که برندها بخشی را به فروش آنلاین خود اختصاص دادند. علتش هم این است که با فروش آفلاین در چند شهر اصلی فعالیت محدودی دارد اما در فروش آنلاین مخاطبانی به وسعت کل ایران در انتظارش است. بامیلو اعتقاد دارد با زیرساختی که درست کرده تبدیل به مقصدی شده است که هر کسی با هر توان مالی می‌تواند کالایی از آن خریداری کند.
یکی از تصمیمات عجیب و سختگیرانه بامیلو در مورد مد این بود که محصولات ایرانی که نام برندهای خارجی را یدک می‌کشیدند، اجازه ورود به این فروشگاه را پیدا نکردند. کافی است چرخی در پوشاک بامیلو بزنید تا به این گفته بامیلو پی ببرید و با انبوه محصولات ایرانی مواجه شوید. سحر شیشه‌گر می‌گوید:«اینکه یک کالای ایرانی با برند خارجی به فروش می‌رود برای جامعه ایران دردآور بود، برای همین این موضوع تبدیل به خط قرمز ما شد. وقتی با تولیدکننده صحبت می‌کردیم می‌گفت باید این برند را بزنیم تا مردم بخرند ما با اینکه می‌دانستیم مثلاً با فروش برند نایک بیشتر می‌فروشیم این کار را نکردیم و خواستیم برای تولیدکننده‌های ایرانی برندسازی کنیم.» برای همین در فروشگاه بامیلو درباره اکثر برند‌های ایرانی توضیحاتی نوشته شده که مخاطب را با آن برند و وضعیت آن آشنا می‌کند؛ خواه یک کارگاه کوچک باشد خواه یک تولیدی بزرگ.
بامیلو معتقد است این دست از حمایت‌هایش باعث شد یک برند به مرور بزرگ و به چند برند زیرمجموعه تبدیل شود و این‌گونه کالاهای زنانه، مردانه و بچگانه خود را تحت برندهای مختلف به فروش برساند. شیشه‌گر می‌گوید:«اولش سخت بود اما منجر به این شد که برندهایی داشته باشیم که هویت ایرانی و کالای اسلامی می‌فروشند.»

زنان سهم زیادی در بین کارکنان بامیلو دارند.

به خاطر اینکه مخاطبان این فروشگاه‌ها مردمانی از بخش‌های مختلف ایران هستند که در آب و هواهای مختلف زندگی می‌کنند، بنابراین در بامیلو دیگر چیزی به نام فروش فصلی وجود ندارد. سحر می‌گوید:«برای همین در چهار فصل تی‌شرت و تاپ را به عنوان پرفروش‌ترین کالاهایمان می‌فروشیم و این برای تامین‌کننده‌ها حیرت‌کننده است چون در زمستان فروش لباس‌های تابستانی خود را متوقف می‌کردند در حالی که در شهرهای جنوبی همچنان هوا گرم بوده و به این محصولات نیاز دارند.» بامیلو تا به حال چند کمپین برای فروش لباس داشته که از این میان می‌توان به کمپین لباس‌های مجلسی و کمپین پیراهن‌های مردانه اشاره کرد.
جلال روحانی مدیر بازاریابی دیجیتالی بامیلو معتقد است پیش از این فروشگاه‌های بزرگی برای لباس وجود نداشت، اکثراً خرده‌فروشی‌هایی بودند که به صورت انبوه نمی‌فروختند. اما بامیلو سعی کرد رفتار خریدار را تغییر دهد؛ مردم را با کمپین‌های مختلف ترغیب کردند که لباس‌های مختلف بخرند. روندی که اکنون به یک کار روتین تبدیل شده است.

لرزه از قدرت رقیبان

بخش الکترونیک یکی از عجیب‌ترین زمینه‌های کاری بامیلو است. علت هم این است که رقبای نامدار کوچک و بزرگی در این بخش فعالیت می‌کنند و مخاطب با انتظارهای بالایی به بخش می‌آید. جعفر حیدری مسئول دسته الکترونیک می‌گوید:«ساختار بامیلو با فروشگاه‌های موجود متفاوت است. ما Market Place هستیم و فقط زیرساخت را برای فروشنده فراهم می‌کنیم و این امکان را می‌دهیم که کالایش را در تمام ایران بفروشد و مستقیم به مصرف‌کننده وصل شود و لایه‌های مختلف را برای دسترسی بهتر به مصرف‌کننده دور بزند. از طرفی چون فروشنده با یک وب‌سایت آنلاین طرف است پولش را راحت‌تر از بازار جمع می‌کند، همین‌طور نیاز نیست شعبه‌هایی در شهرهای دیگر بزند. مصرف‌کننده هم می‌تواند قیمت بهتری مشاهده کند چون فروشنده‌ها دائماً با هم رقابت می‌کنند تا عرضه کالا را برنده شوند.» با این حال بامیلو قیمت و به‌روز بودن کالاهایش را در این زمینه مزیت رقابتی خود نسبت به سایرین می‌داند.
بامیلو باور دارد در تمام مسیر خرید همراه مشتری است و به سوالاتش پاسخ می‌دهد. بامیلو بستر تبلیغاتی بزرگی هم برای فروشنده‌ها دارد و در این زمینه به آنها کمک می‌کند. آنها تاکید می‌کنند در زمینه محصولات الکترونیکی کالاهایی به فروش می‌رسانند که حتماً از مجاری قانونی وارد کشور شده است و حیدری علت اینکه گاهی در این زمینه محصولات‌شان گران‌تر از بازار می‌شود را قاچاق می‌داند.
جعفری می‌گوید شرکت‌های تامین‌کننده کالا دیدگاه MarketPlace بامیلو را نمی‌پذیرفتند و جا انداختن این دیدگاه نیاز به آموزش داشت. او می‌گوید:«بامیلو برای جا انداختن این دیدگاه روزگار سختی داشت. از تابستان پارسال که بامیلو این توانمندی خود را اثبات کرد شرکت‌ها هم برای همکاری تمایل بیشتری نشان دادند.»
این‌طور به نظر می‌آید که همکاری‌های اخیر بامیلو با شرکت‌ها بیشتر از اینکه به بامیلو کمک کند برای برند مقابل مفید بوده باشد. حیدری می‌گوید اگر چنین روی دهد هم دور از هدف نهایی بامیلو نیست چون بامیلو می‌خواهد از تامین‌کننده‌ها حمایت کند. با این حال حیدری معتقد است این یک همکاری دو‌طرفه است و شرکت‌هایی طرف قرارداد بامیلو هستند که پیش از این در بسترهای مختلف فروش داشته و موفق بوده‌اند. حیدری می‌گوید:«برندها با وسواس انتخاب شده‌اند و گاهی مذاکرات تا شش هفت ماه طول کشیده است.» جلال روحانی این نکته را به گفته‌های حیدری اضافه می‌کند که:«شاید معرفی برندهای کمتر شناخته‌شده‌تر کمی عجیب به نظر برسد ولی واقعیت این است که قسمتی از بازار کشور از برندهایی استفاده می‌کنند که شاید تقلبی باشد. بامیلو کمک می‌کند نگرانی این بخش از بازار برطرف شود و احتمال گول خوردن افراد را کاهش دهد.»

ستاره بامیلو

بخش بازاریابی دیجیتال بامیلو را می‌توان ستاره این استارت‌آپ به حساب آورد. فعالیت این بخش آن‌قدر خوب بود که در مدت‌زمان اندکی اسم بامیلو را به سر زبان‌ها انداخت.
جلال روحانی که پیش از این او را در فروشگاه نوروزی دیده بودم معتقد است برای بازدید بیشتر از سایت هیچ ابزاری قانع‌کننده‌تر از دیجیتال مارکتینگ نیست چون با این روش می‌توان یک بازدید ساده را به یک خرید تبدیل کرد و بعد از خرید فرآیند بررسی رفتار کاربر در سایت آغاز می‌شود؛ اینکه چه بخش‌هایی را چگونه دیده‌ است. روحانی می‌گوید:«از اینجا تازه کسب و کار ما شروع می‌شود. هیچ موقع هدف‌مان این نبود که مردم یک بار از ما خرید کنند بلکه هدف‌مان این بود که ترافیک‌مان بالا رود و مشتری‌ها دوباره از ما خرید کنند. شاید رسانه‌های سنتی را آدم‌های زیادی ببینند اما شرکت‌های زیادی با این روش هزینه کرده‌اند و نتوانستند بازخوردی را که می‌خواستند بگیرند چون نمی‌توانستند ورود مشتری را کنترل و آنالیز کنند. خیلی از رقبایمان شش تا هفت ماه بعد از ما وارد فضای مارکتینگ آنلاین شدند. هیچ چیز مثل فضای دیجیتال به شما قدرت کنترل بودجه‌تان را نمی‌دهد.»
هنگامی که بامیلو آغاز به کار کرد شش ماه زمان برد تا ساختار و زیرساخت‌های لازم و انبار آماده شد. جلال روحانی می‌گوید:«اگر قرار بود روی رسانه‌های بزرگ کار کنیم ممکن بود نتوانیم پاسخگو باشیم. دیجیتال مارکتینگ این کمک را کرد که به آدم‌های هدف برسیم. ما اولین بار در توئیتر تبلیغات کردیم و خیلی‌ها تعجب کردند و شاید حدود ۵۰ نفر این کار را آزار‌دهنده دیدند و به خاطر این کار زیر توئیت‌های پروموت ما فحاشی می‌کردند در حالی که کار رایجی در دنیا بود. برای این در آن کانال‌‌ها کار کردیم چون می‌دانستیم مشتری‌مان هم فضای دیجیتال را می‌شناسد هم حتماً فروشگاه الکترونیکی دیده، پس می‌تواند تجربه خرید داشته باشد و ما می‌توانیم قانعش کنیم. بعد وارد سایت‌های خبری شدیم، بعدتر آن را گسترده کردیم و به سایت‌های خارجی و گوگل هم رسید و هدف‌مان در آن بازه این بود که ترافیک را به بامیلو بیاوریم.» اولین کمپین بامیلو به پاییز دو سال پیش برمی‌گردد؛ کمپینی که برای فروش محصولات چرمی آغاز شد. بعد از آن کمپین دیگری را به مناسبت شب یلدا اجرا کردند. روحانی می‌گوید همین کمپین منجر به این شد که فروشگاه‌های دیگر هم دست به کار شوند، که البته چون برنامه‌ریزی دقیقی نداشتند عصر همان روز کمپین‌هایشان را متوقف کردند. این دو کمپین موفق باعث تشکیل کمپین‌های متفاوت شب یلدا و بلک‌فرایدی در سال ۹۴ شد؛ کمپین‌هایی که شاید پیش از آغاز بسیار هیجان‌انگیز می‌نمود اما بعد از اجرا به اندازه تبلیغاتی که رویش انجام شد خوب ظاهر نشد و چه به لحاظ میزان تخفیف و چه از نظر نوع کالاها فاصله بسیار زیادی با جمعه‌های سیاه(Black Friday) کشورهای دیگر داشت.

همکاری با ایرانسل

بامیلو در سال گذشته دست به همکاری متفاوت و خبرسازی زد. همراهی ایرانسل و سپس تبلیغات تلویزیونی و محیطی این اپراتور بزرگ درباره بامیلو موجب شد نگاه‌ها ناگهان به سمت فروشگاه تازه‌کار و کوچک بامیلو جلب شود و همه از سرمایه‌گذاری‌های کلان و روابط پیچیده این فروشگاه صحبت کنند. این همکاری بامیلو را ناگهان از فضای دیجیتال بیرون کشید و طیف دیگری از آدم‌ها را با این فروشگاه آشنا کرد. جلال روحانی می‌گوید این یک نقطه عطف برای پیشرفت و بزرگ شدن بامیلو بود. او ادامه می‌دهد:«ایرانسل یکی از بزرگ‌ترین برندهای خصوصی در ایران است و به ما یک فرصت بی‌نظیر برای خروج از تبلیغات دیجیتال داد که به تجربه همکاری با دو برند جهانی دیگر منجر شد.» بامیلو از این همکاری یاد گرفت که تبلیغات سنتی به خاطر اینکه بازخورد دقیقی نمی‌دهد مانند تبلیغات دیجیتال هدفمند نیست و بهتر است در همان فضای دیجیتال بماند. روحانی می‌گوید:«از نظر تجاری هم برای ما مزیت‌هایی داشت اما راستش من هیچ وقت روی مزیت کسب سودش به اندازه چیزهایی که آموختم تاکید نمی‌کنم هرچند خیلی از کاربران ایرانسل با ما آشنا شدند و خرید انجام دادند اما کمپین‌های خیلی موفق‌تری را بعد از آن تجربه کردیم.»
بامیلو معتقد است کمپین ایرانسل هرچند همکاری پرریسکی بود اما در نهایت خطری که ممکن بود برند بامیلو را در همکاری با یک برند بزرگ تهدید کند، به فرصت تبدیل شد. روحانی می‌گوید:«ما قبل از اجرا کردن کمپین، طرح پیشنهادی دیگری در یکی دیگر از اپراتورها داشتیم و خودمان متوقفش کردیم با اینکه آن اپراتور ناراحت شد اما مساله این بود که ایرانسل سرمایه کاربری بیشتری داشت. برای ما این مهم است که فرصت خرید اینترنتی را به سازمان‌هایی که کاربران زیادی دارند -که حتی می‌تواند آموزش و پرورش باشد- بدهیم.»
در بامیلو نگاه به مارکتینگ سنتی نیست. روحانی می‌گوید:«ما مارکتینگ را برای دهه هفتادی‌ها به بعد نگاه می‌کنیم، برای آنها بازاریابی کردن خیلی سخت است چون راجع به همه چیز تحقیق می‌کنند. خیلی وقت‌ها ممکن است این صحبت به میان آید که بامیلو از جامعه استارت‌آپی ایران دور است. ما هیچ‌جا ادعا نکرده‌ایم که به عنوان یک استارت‌آپ کار می‌کنیم ولی خیلی کمک کردیم تا استارت‌آپ‌ها نقش بگیرند و ببینند کجای بازار ایستاده‌اند.»
به گفته جلال روحانی در بامیلو حداقل کاربر باید پنج شش بار از ما خرید کند تا تازه پول بازاریابی و اجرا و هزینه سربار به صفر برسد و از خرید هفتم به بعد سوددهی انجام می‌شود. او می‌گوید:«تجارت الکترونیکی را در دنیا با دو معیار میزان فروش خالص و میزان کل فروش می‌سنجند. این عددها نشان می‌دهند آیا سرویس شما برای مردم قابل تحمل است یا نه. بالا رفتن اعداد برای ما به این معناست که وفاداری ما دارد بیشتر می‌شود. خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر ۱۰ میلیون کاربر داشته باشید، برنده‌اید. در حالی که اصلاً این‌طور نیست. بازگشت سرمایه اصلاً قرار نیست به این زودی‌ها اتفاق بیفتد. ما تازه سه سال دیگر تصمیم می‌گیریم که بازگشت سرمایه پنج سال دیگه اتفاق می‌افتد یا ۱۰ سال دیگر.»

آغوشی باز برای رقبا

وقتی نوبت به رامتین منزهیان مدیرعامل بامیلو می‌رسد دیگر حرفی باقی نمانده است. اما او ما را با دیدگاه‌ه و نگاه متفاوتش به کسب و کار غافلگیر می‌کند. او تاکید می‌کند همچنان بامیلو را یک استارت‌آپ می‌داند و می‌گوید:«وقتی دو سال پیش کار را شروع کردیم هیچ چیز نداشتیم. منظور استارت‌آپ هم همین است. آمدیم نیرو جمع کردیم، پلتفرم درست کردیم، همکارانی از شرکت‌های ثالث و تامین‌کننده یافتیم. یک شرکت سنتی دقیقاً می‌داند در سال چه اتفاقاتی برایش می‌افتد اما ما این امکان را برای پیش‌بینی نداشتیم. سال اول توانستیم ۳۰۰ نفر استخدام و ۵۰۰ فروشنده جذب کنیم. به جاهایی رسیدیم که اشتباه رفتیم و اصلاح کردیم.»
منزهیان درباره سهم بامیلو از بازار به کنایه می‌گوید:«رقیب ما گفته ۸۵ درصد از مارکت را دارد پس ۱۵ درصد می‌ماند که احتمالاً ما باید بخش کوچکی از آن را داشته باشیم. سهم بازار آنلاین رو به افزایش است پس آن‌قدر نیست که بخواهیم سهم کسی را بگیریم بلکه می‌خواهیم نفرات جدید را جذب کنیم.»
بامیلو با در اختیار داشتن بیش از ۱۵ دسته محصول در اکثر بخش‌های خرده‌فروشی بازار حضور دارد. این تنوع در نگاه مدیرعامل به خوبی دیده می‌شود. رامتین منزهیان می‌گوید:«این خیلی مهم است که هر کسی به سایت ما می‌آید هر چیزی نیاز دارد پیدا کند. ما هم می‌خواهیم یک فروشگاه بزرگ باشیم که از یک آی‌فون گران‌قیمت گرفته تا یک شامپوی کوچک را بفروشیم. این تنوع می‌تواند وجه تمایز ما باشد.» او می‌گوید:«این بدین معنا نیست که بخواهیم سهم بیشتری را بگیریم بلکه می‌خواهیم حواس‌مان به مشتریان باشد تا احساس خوبی به ما داشته باشند و از ما خوب بگویند.» یکی از مهم‌ترین مواردی که به مشتری حس خوبی می‌دهد از نظر رامتین این است که مشتری از اتفاقات آگاه باشد و حتی اگر کالا چهار روز بعد به دستش می‌رسد این موضوع را بداند. دومین مورد از نظر او احساس امنیت است؛ اینکه مشتری بداند می‌تواند در صورت نارضایتی خریدش را پس بدهد. در همین راستا مدت پس فرستادن کالا در بامیلو برای سال جدید به ۳۰ روز افزایش یافته است. هنگامی که از رامتین منزهیان درباره مقیاس‌پذیری مدل بازارچه (Market Place) می‌پرسیم، تمام‌قد از این مدل تجاری دفاع می‌کند و می‌گوید از دید ما فقط همین مدل می‌تواند موفق باشد. رامتین تاکید می‌کند که «بامیلو شرکت تجارت الکترونیکی نیست» و همین می‌تواند بامیلو را برنده کند. منزهیان می‌گوید:«ما شرکتی هستیم که یک اکوسیستم می‌سازیم تا بقیه تجارت الکترونیکی خود را روی آن بسازند. خیلی‌ها هستند که توان راه‌اندازی چنین چیزی را دارند اما دانشش را ندارند و مزیت اصلی‌شان را نمی‌دانند.» رامتین در ادامه درباره فضای کسب و کار ایران می‌گوید:«برای تجارت در این حوزه هیچ مدلی پیدا نمی‌کنید که خودش بخواهد بخرد و بفروشد و ۱۰ سال هم در فضای رقابتی بماند.»
وقتی می‌خواهیم نگرانی رامتین را از ورود موج دوم خرده‌فروش‌ها بدانیم با پاسخ عجیبی روبه‌رو می‌شویم. او آغاز به کار سایت‌های خرده‌فروشی پرقدرت دیگر را اتفاق خوبی می‌داند چون اعتقاد دارد اینکه مشتری اولین خرید آنلاینش توسط بامیلو یا دیگران باشد مهم نیست بلکه اینکه تجربه خوبی داشته باشد و در این فضا بماند و باز هم خرید کند اهمیت دارد. او می‌گوید:«اگر مشتری تجربه بدی داشته باشد می‌گوید همه آنلاین‌ها مثل هم هستند و دیگر سمت خرید آنلاین نمی‌آید. پس اگر شرکت خوب بتواند در این فضا کار کند برای ما خوب می‌شود چون بازار را بزرگ‌تر می‌کند و تجارت آنلاین را در ایران پیش می‌برد.» او بازار آنلاین ایران را با صنعت خودروسازی آلمان مقایسه می‌کند که در ابتدا ۸۰ برند بود و الان فقط شش برند باقی مانده ‌است.

شاید انتظار نداشته باشید بامیلو با روش تجاری بازارمحور انباری داشته باشد اما حقیقت این است که یک انبار کوچک برای جمع‌آوری کالاهایی که از طرف تولیدکنندگان ارسال می‌شود، در مرکز تهران دارد و از همین طریق هم سرویس سریعش موسوم به اکسپرس را مدیریت می‌کند. المان‌های دوست‌داشتنی استارت‌آپ‌ها حتی در این انبار هم دیده می‌شود. از برگه‌ای که یکی از دوستان‌شان را با یکی از شخصیت‌های کلاه‌قرمزی مقایسه کرده‌اند گرفته تا برگه‌ای که رویش نوشته شده است «خطر آنفلوآنزای H1N1» همه پویایی و جوان بودن محیط را به ما منتقل می‌کنند.
بازدید از این ساختمان را از مرکز تماس شروع می‌کنیم. پاسخگویی بامیلو اکنون از ۹ صبح تا ۱۲ شب فعال است و به زودی ۲۴ ساعته می‌شود. بامیلو مرکز تماسی هم برای تامین‌کننده‌ها دارد تا رضایت این بخش از همکارانش را نیز به دست آورد. حسین انتخابی مدیر بخش اجرایی انبار را به ما نشان می‌دهد. کالاها از تامین‌کننده دریافت و پس از چینش در انبار و ثبت آماده ارسال می‌شوند. انبار دیگری هم برای تامین‌کننده‌های اختصاصی در نظر گرفته شده تا از این بخش جدا باشد. بعد از تهران شهرهای کرج و مشهد بیشترین مقصد برای کالاها هستند. به گفته حسین انتخابی چالش اصلی در بخش ارسال تخمین زمان‌بندی تامین‌کننده است. هزینه کالاهای مرجوعی در کمتر از ۲۴ ساعت باید پرداخت شود و پیش از آن به تامین‌کننده برمی‌گردد.

 

 

 

۹۴ با بستن درگاه‌های پرداخت می‌رود.

تاریخ سیاسی و اقتصادی ایران احتمالا در سال‌های آینده از سال ۱۳۹۴ به عنوان شروع جریان‌های تازه‌ای باید یاد کند. مهمترین تغییر امسال برجام و اتفاق‌های بعد از آن در ابعاد سیاسی بود. برجام زمینه‌ای بود برای تلاش‌های اقتصادی جدید و تغییر رویکرد سرمایه‌گذاران دنیا برای حضور در ایران.

تغییری که برای من بیشتر ملموس بود، شروع رشد تجارت الکترونیک و حضور شرکت‌های اینترنتی به عنوان بخشی از اقتصاد در ابتدای سال و جدی‌تر شدن رقابت در میانه‌های فصل سرد زمستان بود. شبیه‌سازی این زمان به انتهای دهه ۹۰ میلادی و اتفاق‌های شبیه آن در کشورهای توسعه‌یافته شاید درست نباشد اما امکان برخی مقایسه‌های جزیی را فراهم می‌کند. خرید و فروش شرکت‌های اینترنتی و خدمت‌محور در ایران از ابتدای امسال شروع شد و در اواخر بهار بسیاری از بانک‌ها و شرکت‌های سرمایه‌گذاری چندین‌بار در خصوص اندازه‌ی بازار و سهم اقتصادی شرکت‌های اینترنتی تحقیق کردند.

با جدی شدن رفع برخی تحریم‌های اقتصادی، و حضور سرمایه‌گذاران و غول‌های اقتصادی کسب‌وکار، نشانه خوب دیگری از بزرگ‌ شدن صنعت کسب‌و‌کار مبتنی بر اینترنت احساس شد. به جز جذابیت‌های بازار اینترنت برای من (به عنوان یک فعال تکنولوژی)، یکی از بهترین‌ ثمره‌های حرکت کسب‌وکارها به سمت تجارت الکترونیک، امکان وجود شفافیت مالی بهتر و انضباط مالیاتی است، که پیش زمینه پیشرفت اقتصادی است.

در آخرین روز کاری سال ۹۴، اتفاق مهمی افتاد که شاید بتوان امیدوار بود (به شرط ادامه درست و برنامه ریزی‌ شده) قدم موثری در اجبار کسب و کارهای اینترنتی به رعایت نظم مالی و شفافیت مالی در سال آینده برداشته خواهد شد. درگاه‌های پرداخت بدون مجوز (که صرفا داشتن مجوز کافی نیست) و بدون رعایت استانداردهای صنعت پرداخت‌ (به خاطر دور بودن بازار اینترنتی ایران از بازارهای جهانی به خاطر تحریم) نه تنها برای توسعه تجارت الکترونیک مفید نبودند، بلکه ابزاری برای سواستفاده و کسب درآمد پول کثیف بودند که در آخرین روزها مسدود شدند. هر چند این تجربه‌ی تلخ برای این ۱۰ تیم جوان (و پویا) درس سختی خواهد بود اما شاید بتواند با سواستفاده‌های جانبی این سایت‌ها مقابله کند. بدون شک این تیم‌های جوان به راحتی و کسب مجوز می‌توانند به سرعت به بازار برگردند اما باید حداقل‌های انضباط مالی برای آینده بهتر رعایت کنند.

photo285511606475010060