تست استقامت حمید

تست حمید، به واسطه‌ی یکی از کاربران قدیمی فضای دیجیتال، چند پیشنهاد غیررسمی برای کسب و کارهای ایرانی است، تا با وجود شرایط سخت و ناپایدار (حاصل از تحریم، فیلتر، سانسور و نقص قوانین) همچنان بتوانند تجربه‌ی بهتری برای مشتریان نهایی فراهم کنند.

ادامه مطلب

برتری، مردم، شرکا و نوآوری

به نظر من پیشرفت کشورهای حاشیه خلیج فارس، به جز رویکرد سیاسی به خاطر برنامه‌ریزی خوبشون برای پرورش دانش در جامعه محلی است. امارات و قطر نمونه‌ی خوبی هستند که صرفا موضع‌گیری سیاسی را منجر به دلیل پیشرفت ندانست.

سند معرفی دانشگاه حمد بن خلیفه قطر برام جالب بود. دانشگاهی که با حمایت دولت به صورت مستقیم در کارکرد شرکت‌های بزرگ دولتی مثل هواپیمایی قطر و صنعت نفت و گاز تاثیر گذاشته است.

چالش‌های تحول دیجیتال در شرکت‌های قدیمی

بسیاری از شرکت‌های دیجیتالی و نرم‌افزای نسل قدیم که زمانی پیشتاز صنعت ICT بودند، در برخورد با تحول دیجیتال دچار چالش‌هایی می‌شوند که بسیاری از آن‌ها طبیعی و بخشی از پیشرفت است.

یکی از نمونه‌های خوب در این زمینه، تغییر عملکرد شرکت عمان‌تل برای سیستم eCare جدید با همکاری شرکت TUATARA است. تصویر زیر علت سختی پروژه‌های نرم افزاری در شرکت‌های ICT بزرگ را نشان میدهد. به صورت خلاصه به دو دلیل در بیشتر اوقات بهره‌برداری نهایی به تعویق می‌افتد:

اول – در نیازسنجی و بررسی زیرساخت‌ها اشتباه محاسباتی و یا برنامه‌ریزی صورت گرفته است.

دوم – به علت طولانی بودن این پروژه‌ها و همچنین تغییرات داینامیک بازار، در میانه‌ی پروژه تعاریف و یا اهداف تغییر کرده‌اند و نیازمند بررسی مجدد می‌باشند.

برای مواجه با این مشکل، این شرکت روش مشارکتی را در پیش گرفته است. برای آشنایی بیشتر می‌توانید این مطلب را بخوانید: FUTURE-PROOF VENDOR COOPERATION MODEL

How Omantel and Tuatara achieved partnership harmony

داده‌های بی‌حیا

مطلب داده‌های بی‌حیا برای انتشار در ماهنامه‌ی پیوست نوشته شده است و در شماره‌ی ۶۸ این مجله چاپ شده است.

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های داده‌ها با سیستم‌ها، بی‌حیایی آنهاست. بویی از حجب و حیا و رعایت مصالح نبرده‌اند و به سختی مراعات جایگاه صاحب داده را می‌کنند. داده‌ها بدون در نظر گرفتن جایگاه خود، هر آنچه هستند را به نمایش می‌گذارند. در سال‌های آتی نقش اقتصاد اشتراکی هر روز بیشتر خواهد شد و این نقش تناسب مستقیم با میزان دیجیتالی شدن سازمان‌ها دارد. سازمان‌های دیجیتالی سازمان‌هایی هستند که جریان درآمدی و خدماتی‌شان ارتباط مستقیم با داده دارد. یا از داده برای تسریع‌ خدمات استفاده می‌کنند یا کسب درآمد آنها از طریق عملیات روی داده و جابه‌جایی داده‌ها انجام می‌شود. این داده‌های بی‌رحم و البته بی‌حیا می‌توانند خطرناک نیز باشند. یکی از بهترین روش‌های دفع خطر، طراحی سیستم‌ها بر اساس مدل رایج Secure by design در مهندسی نرم‌افزار است. هرچند فاصله زیادی میان دقت و جزئیات زیرسیستم‌ها در مهندسی نرم‌افزارها و کسب‌وکارهای رایج ایرانی وجود دارد، اما حداقل در حوزه کسب‌وکارهای نوپا (استارت‌آپ) و سازمان‌هایی که در حال تجربه حرکت یا پیاده‌سازی بخشی از تحول دیجیتالی (Digital Transformation) هستند می‌توان نقاط اشتراک بسیاری یافت.
برندهای بزرگ و کوچک در نقاط مختلف دنیا با نوعی Data Breach مواجه می‌شوند. آمار و نظرسنجی‌های مختلف از میان فعالان کسب‌وکار در شرایط مختلف نشان از ۴۷ تا ۶۴ درصد درگیری سازمان‌ها با معضلات امنیتی در طول سال‌های اخیر دارد. استفاده از راه‌حل‌های ابری، حرکت به سمت Digital Transformation در سازمان‌ها و بهره‌گیری از پلتفرم‌های مختلف مانند موبایل و IoT نقاط حساس‌پذیر را بیشتر کرده است و داده‌ها در نقاط بیشتری تولید و منتشر می‌شوند.


اوضاع در ایران کمی پیچیده‌تر است. با توجه به عدم حضور رسمی بسیاری از صاحبان جهانی فناوری‌های نو در حوزه ICT کشور، چرخه آموزش و به‌کارگیری فناوری‌های نو و ابزارهای جدید ناقص است. سرعت ورود فناوری‌ها به شدت بالاست و هم‌اکنون در بسیاری از شرکت‌ها، سازمان‌ها و استارت‌آپ‌ها از همان سرورها و ابزارهایی استفاده می‌شود که در بسیاری از نقاط دنیا استفاده می‌شود. اما عدم حضور رسمی برندها و آموزش‌های سیستماتیک باعث شده است ابزارها برخی اوقات با حداقل بازبینی امنیتی (Security Audit) وارد مرحله‌ کاربردی (Production) شوند. همچنین استفاده نکردن از Licenseهای قانونی و مناسب برای زیرساخت‌های نرم‌افزاری و شبکه‌ باعث شده است سامانه‌های بسیاری با تاخیر به‌روزرسانی امنیتی شوند و همواره آسیب‌پذیر باشند.

یکی از روش‌های مقابله با افزایش این مخاطرات در شرایط فعلی کشور، علاوه بر تلاش برای طراحی امن سیستم‌ها از ابتدا (Secure by design)، استفاده از ترکیبی از این چهار روش است:
۱- پیاده‌سازی امنیت چندلایه
۲- بودجه اختصاصی برای آموزش‌های مدون و ممتد امنیتی در کلیه سطوح سازمان
۳- الزام بازبینی امنیتی برای به‌کارگیری هر سامانه جدید در سازمان و همچنین بازبینی‌های دوره‌ای
۴- تدوین و برنامه‌ریزی برای سناریوهای مواجه با نشت اطلاعات و رخدادهای امنیتی.


امنیت چند لایه یکی از مواردی است که به دو دلیل عمده در سامانه‌های ایرانی کمتر به آن توجه شده است: اول، محدودیت‌های بودجه‌ای و عملیاتی برای پیاده‌سازی و نگهداری ساخت‌یافته و دوم محدودیت‌های زمانی و اجرایی با توجه به رشد سازمان‌ها و نیاز بازار. محدودیت بودجه‌ای به خصوص با توجه به وضعیت نرخ برابری ارز خرید تجهیزات آماده را مشکل‎تر کرده است. برای این موضوع دو راهکار قابل پیاده‌سازی وجود دارد: استفاده از محصولات داخلی و تربیت نیروی متخصص برای استفاده از محصولات Open Source. هرچند هر دو روش به علت دوری از بازار جهانی ممکن است نقاط ضعفی داشته باشند اما در مقابل عدم استفاده از لایه‌های امنیتی بدون شک راهکارهای بهتری هستند. و در خصوص محدودیت‌های زمانی، تنها تشریح نتایج نشت کدملی و شماره تلفن کاربران برای مدیران سازمان می‌بایست محدودیت را برطرف کند.
به صورت معمول بودجه آموزشی به خصوص در کسب‌وکارهای نوپا در بهترین حالت برای مهارت‌های مرتبط کاری ارائه می‌شود و کمتر دیده شده که امنیت (در لایه‌های مختلف) در سطح سازمان به صورت عام و دوره‌ای آموزش داده شود. آموزه‌های امنیتی برخی اوقات باعث سختی انجام کارهای روزمره و عدم آزادی نشر اطلاعات می‌شود و این مورد برای بسیاری از کسب‌وکارهای نوپا، که از نیروهایی با تجربه کمتر استفاده می‌کنند، می‌تواند یکی از نقاط ضعف و آسیب به شمار رود. همین موضوع به گونه‌ای دیگر در سازمان‌های بزرگ و سنتی که به سمت دیجیتالی شدن در حرکت هستند نیز وجود دارد و باعث از بین رفتن عادات سنتی و سختی کارها خواهد شد.
با توجه به کمبود نیروی متخصص و همچنین هزینه‌بر بودن نتایج، بازبینی‌های امنیتی نیز، چه به صورت داخل سازمان و چه از خارج از سازمان، تبدیل به موضوعی نایاب در سازمان‌های ایرانی شده است و اغلب به صورت تشریفاتی انجام می‌شود. همچنین به علت نبود قوانین شفاف، فعالیت تجاری و شخصی افراد در این حوزه با مشکلاتی مواجه است و اغلب سازمان‌ها به اخطارهای افراد توجه کافی نمی‌کنند. تشویق سازمان‌ها به راه‌اندازی برنامه «گزارش رخدادهای امنیتی» یکی از روش‌های بسیار کم‌هزینه برای فرهنگ‌سازی و به‌کارگیری بازبینی‌های امنیتی موثر در سازمان‎هاست.
در پایان، لازم است سازما‌ن‌ها همواره برنامه‌ای برای لحظه‌ نشت اطلاعات یا بروز رخداد امنیتی داشته باشند. مشخص کردن و تدوین روال پاسخگویی به افکار عمومی و ذی‌نفعان، نحوه ردگیری و جلوگیری از ادامه نشر و برنامه‌های مورد نیاز برای برطرف کردن مشکل، حداقل کارهایی است که هر سازمان و کسب‌وکار نیازمند تدوین برنامه‌ای قابل اجرا برای آن است. انکار و رفع نکردن مشکل یا سکوت در مقابل رخداد، تنها متعلق به کسب‌وکارهایی واهی است.

بودن یا نبودن، برای #بامیلو، اصلا مهم نیست.

قدیم‌ترها مثل خیلی از شماها این پرسش که اگر ادیسون برق رو اختراع نمی‌کرد چه می‌شد، بخشی از پرسش‌های نوجوانیم بود. بعدها فهمیدم اصلا ادیسون برق رو اختراع نکرده، و آدم‌های مختلفی در زمان‌های مختلف، کارهای مختلف/مکمل و متضادی انجام دادند تا اینکه الان ما استفاده از این ترکیب به وجود آورنده جریان برق/الکتریسیته قابل استفاده را داریم.

داستان بامیلو و تجارت الکترونیک در ایران هم به نظر شخصی من همین‌گونه است؛ بامیلو به خودی خود نه چیزی ابداع کرده است، و نه اولین/بهترین و یا برترین بوده است. تنها کاری که بامیلو انجام داده است، خط شکنی بوده است.

خط شکن شاید ترجمه‌ی آزاد خوبی برای Groundbreaker باشد. دوست ندارم از کلمه پیشتاز به عنوان معادل Pioneer استفاده کنم، فکر می‌کنم خطشکن کلمه‌ی خیلی خوبی برای توصیفی که از بامیلو دارم باشد.

پیش از بامیلو، چندین وب‌سایت تجارت الکترونیک در ایران از سال‌های ابتدایی گسترش وب‌فارسی وجود داشته است. مدل‌های ناقصی هم از Marketplace بارها راه‌اندازی شده بود. ولی هیچ کدام، برای بازار سنتی هیچ خطری نداشت و رقیبی محسوب نمی‌شد. تفاوت شروع بامیلو، با پیشینیان خود افزودن دو عامل به ماجرا بود. اول اضافه کردن دانش (Knowhow) برای شروع و رشد سریع، و دوم ریسک‌پذیری سخاوتمندانه سرمایه‌گذاران و موسسین اولیه.

خطشکن بودن، مزایا و معایب خودش را دارد. رامتین منزهیان، در سخنرانی TEDx خودش عنوان مناسبی برای مسیری که در ایران طی کرد، انتخاب کرد. Experience the Unknown توصیف مناسبی است برای بسیاری از کارهایی که همکاران ابتدایی بامیلو (و پیشینیان اسنپ) انجام می‌دادند. تجربه‌ها و سوتی‌هایی که من و تیمم در بازاریابی دیجیتال و رشد داشتیم، اکتشافاتی که آزاده مقصودی/اشکان قدیمی و تیم محصول در استفاده از پلتفرم خوب Marketplace داشتند و گشایش‌هایی که آرمان (والی/فرج‌زاده) در به کارگیری واقعی CRM برای رشد داشتند تنها بخش خیلی کوچکی از این مسیر است. تجربه‌های خیلی خوب تیم گرافیک و زحماتی که حامد میررحیمی و تک تک بچه‌ها داشتند خیلی روزها لذت بخش بود. یکی از روزهای خوب من، دیدن طراحی سحر و پروا برای ایمیل بلک‌فرایدی همیشه خواهد بود. مشکلات عارف قراخانی و آذین بهلول و تیم‌های سخت‌کوششان در بخش لاجستیک و خدمات مشتریان هم داستان‌های خودش را دارد.

اما واقعیت این است که به نظر شخصی من تمامی این موارد، در مقابل تحولی که بخش بازرگانی بامیلو در قالب مفهوم مارکت‌پلیس شروع کرد ناچیز است. تلاش‌های رامتین، سحر (ها)، ساناز، شیما (ها)، حسین (ها)، سعید، پشوتن و خیلی از بچه‌های دیگر بازار سنتی رو تغییر داد. باعث تکان خوردن، رشد و بزرگ شدن دیجی‌کالا شد و ترس سرمایه‌گذاران خیلی زیادی رو به تجارت الکترونیک از بین برد. باعث دسترسی خیلی از ایرانی‌ها به کالاهایی شد که هرگز بهشون دسترسی نداشتند. باعث شد خیلی از نوعروس‌ها در شهرهای دورتر جهیزیه‌هاشون رو با دل شادتری انتخاب کنند. باعث شد در یک روز شرکت رقیب کل هارددیسک‌های یک ترابایتی بازار رو بخره، تا ما نتونیم روش مانور بدیم. باعث شد شرکت‌های دلال از در و دیوار وزارت صمت بالا بروند تا جلوی عرضه قیمت مناسب کالاها رو به صورت شفاف بگیرند. در کنار این‌ها، اما مشکلاتی هم بود. عدم وجود زیرساخت‌های قانونی در دو زمینه کالای اصلی (اورجینال) و گارانتی به نظر من دو علت عمده نارضایتی کاربران از بامیلو بود. این دو عامل اولیه باعث می‌شد چرخه‌ی توزیع محصول به شدت آسیب بببیند و مشتریان با مشکلات و نارضایتی‌هایی مواجه شوند که خیلی از مواقع تنها راه کنترل خسران، پذیرش رفع مشکل از سوی بامیلو (با تقبل ضرر) بود. برخی اوقات همه با هم تلاش می‌کردیم تا کار بسیار بزرگ و پرخطری انجام دهیم، فشار بالایی را تحمل می‌کردیم و به همان‌میزان ضریب ریسک را افزایش می‌دادیم. خیلی خوب هم خیلی روزها پیش می‌رفت، اما مثل بلک‌فرایدی/۶آذر/حراجمعه ممکن بود زیرفشار خم شویم. من به شخصه از تک‌تک سفارش‌هایی که با تاخیر یا مشکل ارسال می‌شد غصه می‌خوردم، اما دیدن تلاش همه‌ی بچه‌های دلیلی بود که اطمینان پیدا می‌کردم، همه بهترین تلاششون را انجام می‌دهند. این فشار و تلاش فقط هم در بخش لاجستیک نبود، کمتر کسی خارج از مجموعه به فشاری که تیم محتوای بامیلو برای Onboard کردن محصولات تحمل می‌کرد آگاهی دارد. ناصر و یکی از سریع‌ترین رشدها برای نیروهای انسانی کارهای بزرگی در تیم محتوای وب‌سایت بامیلو انجام دادند. تمامی این موارد و این روزها باعث شد خانواده بامیلو شکل گیرد. محیطی که شاید خیلی از روزها ۱۵ ۱۶ ساعت در کنار هم بودیم، مثل خیلی از خانواده‌ها اختلاف و دلخوری هم وجود داشت. برخی از شغل‌های بامیلو زمانی طول کشید تا برای بازار کار مفهوم پیدا کند. خاطرم هست آگهی‌های اول بهرنگ برای Category Manager و Key Account Manager چه بازخوردهای عجیبی داشت. CatManهای اولیه سینا، کامبیز، پارسا و در کنارشون محسن، لیلا و بهنام کارهایی داشتند که زمانی گذشت تا برای کسب و کارها ارزششون مشخص شد.

چرا نبودن بامیلو، مهم نیست؟

اورهان، عمر، رامتین و تک‌تک همکارهای اولیه‌ی بامیلو قبل از شروع به کار در اینجا جایی بودند. کاری می‌کردند و یا یاد می‌گرفتند. بامیلو همه‌ی این افراد رو دور هم جمع کرد و خطشکنی خودش رو انجام داد. به جز شاید چند نفر معدود از همکاران پیشین بامیلو، فکر نمی‌کنم خانواده نزدیک به ۱۰۰۰ نفری بامیلو روزی که خبر تغییرات سخت در این مجموعه را شنیدند، خواب راحتی داشتند. خیلی‌ها بغض کردند، خیلی‌ها گریه کردند و خیلی هم هم هنوز غصه دارند.

اما این روزها خواهد گذشت. بامیلو+دیجی‌کالا به سختی ۵٪ بازار کسب و کار در ایران را دارند. شاید بیشتر نزدیک به ۲٪ در شرایط اقتصادی فعلی.هنوز ۹۰٪ بازار کسب و کار در ایران تحول در مدل‌های کاریشون را تجربه نکردند و فرصت‌های خیلی زیادی برای گسترش و بهترشدن وجود دارد.

نبودن بامیلو، برای خانواده جوان و پر شورش غمناک خواهد بود. ولی مهم نیست. بچه‌هایی که خیلی‌هاشون ۱۰ سال از من کوچک‌تر هستند و با ۲۴ ۲۵ ۲۶ سال سن آینده‌ی خیلی خوبی خواهند داشت. فرصت‌های بزرگی برای کارفرماهاشون یا کسب و کار خودشون خواهند ساخت و دوباره بیشتر تجربه خواهند کرد. شاید باز هم شکست بخورند ولی کوله‌بار گرمی از روزهای جوانی خود خواهند داشت. خیلی‌هاشون همین الان کسب و کارهای خوبی دارند و یا افراد تاثیر گذاری در سازمان‎های خودشون هستند. خیلی‌هاشون در دیجی‌کالا در حال کار هستند و رویای خودشون را دنبال می‌کنند.

بامیلو، تازه شروع تغییر تجارت الکترونیک بود. اسنپ، دیوار، دیجی‌کالا، الوپیک، آپارات، تپسی این راه رو ادامه خواهند داد.

یک روز خوب میاد

امیدوارم اون روز خوب بیاد. جای خیلی از این کسب و کارها کشورهای منطقه و شاید هم دورتر هست. امیدوارم سایه‌ی تحریم (داخلی/خارجی/فکری) زودتر از شر ایران کم شه و بیشتر لذت ببریم.